چگونه یک کارآفرین خلاق بشویم؟

چگونه یک کارآفرین خلاق بشویم؟

خلاقیت و کارآفرینی

خلاقیت در کارآفرینی

مهم‌ترین تفاوت بین یک کسب ­وکار معمولی با یک استارتاپ، در داشتن خلاقیت است. اگر در هر فرآیند کسب­ وکار فعلی، شکل تأمین ورودی‌ها، روش‌­های تولید، بسته‌بندی، بازاریابی و …. تغییری ایجاد کنیم، یک کارآفرین هستیم. خلاقیت شرط ورود به فضای کسب و کار رقابتی است.

اما خلاقیت به چه معناست؟

خلاقیت به همه چیزهایی گفته می‌شود که ذهن ما را نسبت به مفاهیم قبلی تغییر دهد. مانند دیدن چیزی که دیگران نمی‌بینند یا شنیدن هر آنچه که دیگران نمی‌شنوند.

موانع خلاقیت

بزرگ‌ترین موانع برای خلاقیت، چهارچوب‌هایی مانند بایدها و نبایدهای همیشگی، کارهای روتین و دانسته­‌های قبلی هستند که ذهن را محدود می‌کنند.

آیا خلاقیت ذاتی است یا پرورشی؟

مانند تمام ویژگی­های افراد کارآفرین، خلاقیت هم می‌تواند ذاتی باشد، در غیر این صورت می‌توان آن را با تمرین به دست آورد.

نوآوری هنگامی رخ می‌دهد که خلاقیت به mvp تبدیل شود.

بزرگترین منبع خلاقیترها شدن از چهارچوب­های غیرضروری است.

برای افزایش خلاقیت و سیالیت ذهن تکنیک‌های مختلفی مانند تکنیک scamper، تکنیک شش کلاه تفکر و …. وجود دارد.

آیا شما فرد مناسبی برای راه‌اندازی یک کسب وکار هستید؟

برای موفقیت در شروع یک کسب وکار، باید ببینیم که آیا واقعا فرد مناسبی برای این منظور هستیم یا خیر؟ افراد کارآفرین دارای ویژگی‌های مشترکی هستند که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • موفقیت‌­طلبی
  • استقلال‌­طلبی
  • مسئولیت‌پذیری و مرکز کنترل درونی*
  • خلاقیت و نوآوری
  • ریسک‌پذیری متعادل**
  • تلاش و سخت‌کوشی
  • تحمل ابهام***
  • اعتماد به نفس
  • مثبت اندیشی
  • شکارچی فرصت‌ها بودن

* منظور از داشتن مرکز کنترل درونی، این است که در هنگامی که ایرادی در کار به وجود بیاید، در درون خود به دنبال علت آن باشیم و از فرافکنی پرهیز کنیم.

**ریسک‌پذیری متعادل به معنی ریسک‌پذیری حساب شده است که با مفهوم بی محابا عمل کردن متفاوت است، در واقع، مرز بین این دو همان حساب شده بودن ریسک پذیری متعادل است.

*** تحمل ابهام یعنی دانستن تمام شرایط مبهم کنونی و برنامه‌ریزی برای ترکیبات مختلف شرایط و کمرنگ کردن نقش آن‌ها.

یک فرآیند کسب ­وکار از کجا آغاز می‌شود؟

راه‌­اندازی یک کسب ­وکار با فرصت آغاز می‌شود. فرصت همان شکاف بین عرضه و تقاضا است. کارآفرین خوب مانند یک شکارچی فرصت‌ها را رصد کرده و نه تنها از فرصت‌ها، بلکه از تهدیدها هم حداکثر بهره را می‌برد.

نکته مهم این است که باید مشتری و نیاز اصلی وی و نحوه ارائه‌ی خدمت به وی را خوب بشناسیم.

انواع کسب و کارها را بشناسیم

کسب ­وکارهای موجود را می‌توان در قالب دسته‌های زیر طبقه‌بندی کرد:

  • عمده‌­فروشی (محصولات مصرفی و کالاهای صنعتی)
  • خرده‌­فروشی (به صورت فروشگاهی یا بدون فروشگاه)
  • تولیدی (تبدیل مواد اولیه به محصول نهایی که نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و سرمایه‌گذاری اولیه‌ی سنگین است)
  • خدماتی (می‌توانند به صورت دانش‌محور مانند پزشکی، وکالت یا تجهیزات محور مانند خطوط هواپیمایی، هتل و سینما باشد)
  • کشاورزی (تنها کسب و کار فیزیکی که از بین نرفته و توسعه پیدا می‌کند)

ایده کسب وکار

ایده همان محصولی است که پاسخگوی یک نیاز است. داشتن ایده خوب و مناسب اولین قدم برای راه‌اندازی یک کسب­ وکار است.

نداشتن ایده بهتر از کار کردن بر روی یک ایده‌ی نامناسب است. کار کردن بر روی یک ایده نامناسب هزینه بالایی را برای تجربه­‌اندوزی به فرد تحمیل خواهد کرد.

کپی کردن صرفا بد نیست!

استارتاپ‌های موفق زیادی را می‌توان نام برد که از نمونه­‌های خارجی ایده گرفته‌­اند. در واقع با کپی ایده، می‌فهمیم که آن کسب ­وکار اعتبارسنجی شده و منطبق بر نیاز مشتری است. در این حالت با مشکلات قانونی احتمالی مواجه نخواهیم شد. همچنین نیازی به پرداخت هزینه‌های مربوط به فرهنگ‌سازی و اعتمادسازی نیست.همچ

همچنین بخوانید: چرا استارتاپ‌ها شکست میخورند؟

باید توجه کرد که برخلاف ایده، مدل کسب­ وکار با توجه به فرهنگ و شرایط ایران ساخته شده است. استارتاپ دیجیکالا که از آمازون الهام گرفته یا اسنپ که از استارتاپ uber ایده گرفته است مثال‌هایی در این مورد هستند.

روش‌های دستیابی به ایده‌های کسب ­وکار

  • طوفان فکری سازماندهی ­شده
  • بازدید از کسب ­وکارهای واقع در منطقه
  • جستجو و تحقیق در منطقه مورد نظر
  • تمرکز بر روی محصولات جایگزین برای صنایع
  • تمرکز بر روی بازیافت
  • بازدید از نمایشگاه‌های تجاری و عرضه محصولات و خدمات
  • استفاده از تجربیات دیگران